السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)

580

البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)

ترك مىكند ؟ اين جمله را نيز در نامهء خود اضافه نمودم كه عباسى در اين مورد مىگويد : اشكالى ندارد . نظريه شما در اين باره چيست ؟ امام به خط خود نوشت : « يعيدها » يعنى بايد نماز را اعاده كند اين جمله را على رغم نظريه عباسى مخصوصا دو بار نوشته بود . « 1 » 3 - در صحيحه ابن اذينه است كه : چون پيامبر از تكبير و آداب شروع نماز فارغ گرديد ، خداوند بر وى وحى نمود كه مرا با نامم ياد كن ! اين بود كه « بسم اللّه » در اول سوره قرار گرفت . سپس خدا وحى نمود كه بر من حمد كن ! چون « الحمد للّه رب العالمين » را بر زبان راند ، در دل خود گفت : شكرا . در اينجا باز خداوند بر وى وحى نمود كه حمد مرا قطع كردى ، پس دوباره مرا با نام خودم ياد كن ! اين است كه در سوره حمد « الرّحمن الرّحيم » دو بار خوانده مىشود و چون به « و لا الضّالّين » رسيد ، پيامبر به عنوان شكرگزارى گفت : « الحمد للّه ربّ العالمين » اينجا هم خدا وحى كرد ؛ نام مرا كه ياد مىكردى ، بريدى . باز دوباره نام مرا ياد كن ! رسول خدا ( ص ) در اينجا طبق همين فرمان باز « بسم اللّه » را گفت ، اين بود كه در اول سوره‌اى كه بعد از حمد در نماز خوانده مىشود ، آيه « بسم اللّه » قرار گرفت ، سپس خداوند فرمود : يا محمد ! بخوان آن چه را كه اوصاف پروردگارت را بيان مىكند ! بگو : قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . اللَّهُ الصَّمَدُ . لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ . وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ . « 2 » 2 - روايات اهل سنت روايات زيادى نيز به طريق اهل سنت نقل گرديده كه به جزء بودن « بسم اللّه » در تمام سوره‌هاى قرآن دلالت دارند . اينك بخشى از آن روايات را در اينجا مىآوريم : 1 - انس مىگويد : رسول خدا ( ص ) در ميان ما نشسته بود كه يك بىحالى شبيه خواب خفيف بر وى مستولى شد ، ( 1 ) - سپس سرش را تبسّم‌كنان بلند كرد ، عرضه داشتيم : يا رسول اللّه ! سبب خندهء شما چيست ؟ فرمود : همين‌الآن سوره‌اى بر من نازل گرديد ، آنگاه خواند : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ . . . . « 3 » 2 - دارقطنى با سند صحيح از امير مؤمنان ( ع ) چنين آورده كه از آن حضرت دربارهء « سبع

--> ( 1 ) كافى ، 4 / 312 ، چاپ دار الكتب الاسلامية . ( 2 ) اخلاص / 1 - 4 . ( 3 ) صحيح مسلم ، 2 / 12 ؛ سنن نسائى 1 / 143 ؛ سنن ابى داود 1 / 125 .